جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

270

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

« در واقع به سرخس نام شهر نهادن مبالغهء محض است فقط يك پست نظامى است كه در اطرافش خانه‌هاى افسران و چند نفر ديگرى كه به كسب و كار اشتغال دارند . چون ايرانىها از الحاق طوايف تركمن كه در اين حدود اقامت دارند سخت اكراه داشته‌اند روسها با ايجاد اين پست نظامى به آنها پاسخ دادند . در آنجا دو فوج دارند يكى براى نبرد در جبههء جنگ و ديگر پادگان كه جمعا 1500 تا 1600 نفرند و اين پيش‌آمد براى ايرانيان درس عبرتى شد كه ديگر خيال پس گرفتن آنجا را هم در سر نپرورانند . بعلاوه با يك بهانهء توخالى پست سرحدى مهمى در جلگه تجن تأسيس كردند كه بر يكى از دو راه هرات مسلط است . علاوه‌بر قلعه و سربازخانه شهر صد خانه دارد كه مسكن نظامىها و مأموران كشورى و تجار است و دو خيابان و نيز دو ميدان دارد كه يكى از آنها محل بازار پرسروصدائى مىشود اگر شهر را دو نيمه كنيم دو قسمت متوازى الاضلاع است كه نيم ميل طول و دويست يا رد عرض دارد اينجا اقامتگاه يك پريستاو يعنى رئيس بخش است . » ارزش نظامى - در تأليف قبلى خود عقيده مهم مك‌گرگور را دربارهء ارزش سوق الجيشى سرخس از لحاظ موقع تسلطآميزى كه بر جلگهء هرىرود تا هرات دارد نقل كردم . اين وضع ممتاز فعلا از دست ايرانيان به كلى خارج و در اختيار روسها واقع شده است . پادگان ايرانى در سرخس كه يك رسد پياده‌نظام است فقط 300 نفر دارد و همچنين يك دسته سبك توپخانه كه در واقع واحدى مجزاست هرگز نمىتوانست از قلعه‌اى كه به صورت اخير بسط و تغيير يافته است دفاع نمايد . سيم‌هاى تلگراف بين مشهد و سرخس غالبا يا مقطوع و يا از كار افتاده است و شايد اگر روسها فقط در آن سمت رودخانه ظاهر شوند و شليك مختصرى بكنند مىتوانند ناظر وحشت‌زدگى ناگهانى طرف ديگر باشند . مرز شرقى - سرخس شمالىترين نقطه مرزى ايران است و در واقع گوشهء تيزى هم به جانب صحرا دارد . از اينجا ما به سوى جنوب رو مىآوريم و در جلگه‌اى راه خود را تعقيب مىكنيم كه هرىرود از ميان آن جارى است . اين رودخانه هم خط مرزى تا گردنهء ذو الفقار بين ايران و روس است و هم بين ايران و افغانستان . در اينجا ما حاشيهء شمالى كمربند سرزمينى را كه در نزديكى و يا بر خود خط مرزى واقع است و مسكن طوايف مختلف از نژادها و مذاهب متعدد است سير مىكنيم .